مرتضى مطهرى
164
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
به قول امروزيها آرم آنها را گرفته بود . اينكه دستور دادند كه شما تحت الحنك بيندازيد ، خود تحت الحنك موضوعيت ندارد ، مخالفت با شعار مشركين موضوعيت دارد ؛ يعنى مسلمان نبايد شعارى را كه مال ديگران است انتخاب كند . اين ، تا وقتى بود كه چنين مشركينى وجود داشتند و چنين شعارى داشتند . ولى امروز كه اصلًا چنين مشركينى وجود ندارند و چنين شعارى هم در بين نيست ، ديگر تحت الحنك انداختن - كه فلسفهاش دهن كجى به آنهاست - لزومى ندارد و ديگر موضوعيت ندارد . حال ، مرحوم فيض كه اين حرف را زده است آيا حكم اسلام را نسخ كرده است ؟ نه ، مقصود اين دستور را خوب درك كرده است ؛ يعنى همان اجتهادى را كه به گفتهء اقبال پاكستانى قوّهء محركهء اسلام است خوب درك كرده ، اجتهادى را كه بوعلى گفته است وجود مجتهد در تمام زمانها لازم است خوب به دست آورده ، هسته را از پوسته تشخيص داده است . مثال ديگر : اگر بپرسند كلاه شاپو حرام است يا نه ، كت و شلوار حرام است يا نه ، مىگوييم اينها يك زمانى حرام بودهاند ولى فعلًا حرام نيستند . براى اينكه زمانى بود كه كلاه شاپو مخصوص اجانب بود ، واقعاً كلاه فرنگى بود . در هرجا اگر كسى اين كلاه را به سر مىگذاشت ، معنايش اين بود كه او مسيحى است . كلاه شاپو به سر گذاشتن اين مفهوم را داشت . تا وقتى كه اين كلاه شعار آنها بود ، هر مسلمانى كه آن را مىپوشيد عمل حرامى انجام داده بود . ولى بعد اين كلاه در تمام دنيا معمول شد ، مردم از هر مذهب و هر ملتى آن را پذيرفتند و آن شعار مخصوص را از دست داد و چون از شعار بودن خارج شد ، امروز ديگر آن لباسِ معنىدار سابق نيست . لذا امروز پوشيدن آن حرام نيست . پيغمبر جديدى هم لازم نيست بيايد ، حكم اسلام هم دوتا نشده است . به نظر من يكى از معجزات اسلام خاصيت اجتهاد است . معناى اجتهاد اين نيست كه يك نفر بنشيند و يك حرفى را همينطور بزند . اسلام به جهاتى - كه اتفاقاً بعضى از آنها را ذكر كردم - خصوصياتى در ساختمان خود دارد كه بدون اينكه با روح دستوراتش مخالفتى شده باشد ، خودش حركت و گردش مىكند نه اينكه ما بايد آن را به حركت درآوريم ؛ خودش يك قوانين متحرك و ناثابتى دارد ، در عين اينكه قوانين ثابت و لايتغيرى دارد . ولى چون آن قوانين متغير را وابسته كرده است